منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
درباره

بسم الله خیر الاسما
سلام علیکم

تمام هدف حقیر از ایجاد این وبلاگ ایجاد منبعی جامع در مورد حضرت علامه حسن زاده آملی است.
ان شا الله مرضی حق متعال واقع گردد.
(بنده هیچ گونه ارتباطی با حضرت علامه حسن زاده آملی ندارم. لطفا درباره طریقه ملاقات و یا رساندن پیغام به ایشان سوال نفرمایید. پاسخ گویی به این سوالات و خواسته ها به علت مشغله زیاد مقدورم نیست. طریقه ای برای ملاقات و یا رساندن پیام به حضرتشان نمی شناسم.)
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی

سخنی با خوانندگان درباره سایت عبادالرحمن و وبلاگ شجره طیبه

 

همانطور که مستحضرید، بنده وبلاگی داشتم با نام شجره طیبه ( abdesaleh.blogfa.com) ' که سالیانی در ان مطالبی را به نفوس شیفته به کمال تقدیم میکردم. تا اینکه به دلایلی تصمیم به حذف ان وبلاگ گرفته و سایت جدید با نام عبادالرحمن تاسیس نمودم. ( منتهی دامنه سایت عبادالرحمن بر روی بلاگفا قرار داشت) .

پس از اختلال در سایت بلاگفا، سایت عبادالرحمن حذف شد و وبلاگ شجره طیبه دوباره فعال گشت. نمیدانم این فعال شدن مجدد وبلاگ شجره طیبه دائمی خواهد بود یا موقت، علی ای حال تا زمان مشخص شدن نهایی تکلیف، در وبلاگ شجره طیبه مانند سالیان پیشین، مطالب حقیر را می توانید مطالعه کنید.

وبلاگ علامه حسن زاده نیز مانند سابق با مطالب ناب از علامه حسن زاده آپدیت خواهد شد.

 

Http://wwww.abdesaleh.blogfa.com





«ساعت زنگى» خداوند سبحان

اين كلمه مباركه در بيان «ساعت زنگى» خداوند سبحان است كه نگارنده ساليانى‏ به دستور آن بهره‏مند است، و چه بسيار پيش آمده است كه آلت مصنوعى ساعتش را بدان ميزان كرده است؛ و آن اين است كه امين الإسلام طبرسى (رضوان اللّه عليه) در تفسير قويم مجمع البيان، درباره آخرين آيه سوره مباركه كهف‏ قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً، از امام ملك و ملكوت صادق آل محمد (صلوات اللّه و سلامه عليهم) روايت نقل كرده است كه:

قال ابو عبد اللّه عليه السّلام: ما من احد يقرأ آخر الكهف عند النوم إلّا تيقّظ في الساعة الّتي يريدها

منبع: كلمه 534 - هزار و یک کلمه





گنجینه گوهر روان

اين كلمه تقريظى است كه بر كتاب گرانقدر گنجينه گوهر روان نوشته‏ام:

به نام خداوند جان و خرد

 

كزين برتر انديشه بر نگذرد

     

انسان آگاه بيدار همواره در انديشه آشنايى به گوهر هستى شگفت خود است كه گويد من كيستم، و آغاز و انجامم چيست، و پديد آورنده من كيست؟

مى‏انديشد كه چه نيرويى در اوست كه بر همه هستيها دست مى‏يابد و بر آنها چيره مى‏شود؟! در آگاهى به اين نيرو كوشش مى‏كند كه از هر شناختى براى او ارزنده‏تر و شايسته‏تر و بايسته‏تر است. و به راستى و درستى اين شناخت براى او سرمايه گرانبها و گرامى براى هر شناخت است. اين دفتر والاگهر جاودان به نام گنجينه گوهر روان زبان گويا و شيوا و رساى هر يك آنها است كه به كوشش شايسته و بايسته ناشر گرامى «نثر طوبى»، كه همواره در كار گسترش دانش و فرهنگ پايدار و استوار بوده باشد، به روشى شيرين و دلنشين و سزاوار بسيار آفرين به چاپ رسيده است. اميد است كه دانش‏پژوه هوشيار را مايه رستگارى و شادكامى جاودانى بوده باشد. بار خدايا چنين بادا. قم- حسن حسن‏زاده آملى 26/ 5/ 1380 ه. ش.

منبع: کلمه 532- هزار و یک کلمه





عید حقیقی

علامه حسن زاده آملی:

مدان عید آن زمانی را که بر تن نو کنی جامه

بود عید آن که دور از خود نمایی خوی حیوانی

مرا امشب دلی شاد است اندر گوشه غربت

که می خواهد نماید هر زمان نوعی غزلخوانی

چرا خـوشـدل نـبـاشـد آن کـسی کـردنـد تـقـدیـرش

کـتـاب و درس و دانـش را ز لطـف حی سبـحانـی

چــه غـم ما را کـه اندر بر نباشد شربـت و شــکـر

کــه کــام مـا بــود شیــریــن هـمـی زآیات قــرآنــی





ارض در اصطلاح قرآن

در اصطلاح منجمین ارض بر کره خاک گفته می شود که آب بر اکثر آن احاطه دارد ، اما به این معنی در قرآن نیامده است ، هر چه ارض در قرآن در قرآن دیده ایم مراد سطح خاک و خشکی آنست یا قطعات آن.بلکه کوه ها هم از مفهوم ارض خارجند «یوم ترجف الارض و الجبال» ( مزمل ۱۴) « و حملت الارض و الجبال» ( حاقه ۱۴) خداوند زمین را در مقابل کوه قرار داده است ، زمین می لرزد و کوه هم می لرزد. «و ألقی فی الارض رواسی» گذاشت یعنی آفرید در زمین کوهها.

منبع: دروس هیئت ، درس ۵۲





چرا میگوییم سمع الله لمن حمده؟

و چون مصلی می گوید :« سمع الله لمن حمده » خویشتن را و کسانی را که خلف او هستند اخبار میکند له اینکه حق تعالی حمد حامدان را شنیده است.پس ملائکه و حاضران می گویند : (( ربنا و لک الحمد)). پس همانا سخن حق تعالی بر لسان عبد مانند شجره طور سیناست که آنجا (( انی انا الله)) میگوید و در اینجا اخبار می کند که (( سمع الله لمن حمده )) . پس بنگر علو رتبت صلات را و اینکه در نهایت امر ، صاحب خود یعنی مصلی را به کجا می کشاند.

منبع: ممد الهمم در شرح فصوص الحکم





رودخانه گنگ

رودخانه گنگ یکی از سه رودخانه بزرگ هندوستان است به طول ۱۵۵۰ میل که از ارتفاعات هیمالیا سرچشمه میگیرد . رودخانه گنگ در نظر هنود مقدس است. بعقیده انان در آسمان رودخانه ای به نام گنگ و به همین نام در زیر زمین رودخانه دیگر جریان دارد. هر سال میلیون ها زن و مرد هند در آب گنگ شست و شو میکنند و بزعم خود با آب این رودخانه مقدس گناهان خود را میشویند. ( صفحه ۶۶۴ ، اوپانیشاد ، نقل به اختصار)

منبع : جلد اول دروس هیئت ، صفحه ۱۵۹





واژه دکتر

واژه دکتر کلمه فرانسوی است (DOcteur) در فرانسه عالم در هر رشته را دکتر گویند ، و در مرز و بوم ما اطلاق آن بر پزشک غلبه دارد ، دکتری دین دار است و دیگری بی دین و هر دو در این اسم شریک اند.

منبع : دروس هیئت ، در پنجاه و یکم ، صفحه ۲۳۷





شروع به کار سایت عبادالرحمن

سایت عبادالرحمن در راستای ترویج معارف حقه الهیه تاسیس شد. این سایت در ادامه فعالیت وبلاگ شحره طیبه تاسیس شده و مطالب مفیدی در رابطه با معرفت الله و سیر و سلوک در ان درج شده است که ان شا الله برای عزیزان خواننده مفید خواهد بود.

Http://WWW.ebadolrahman.ir





معرفی استاد مهدی سمندری نجف آبادی ( از شاگردان برجسته علامه حسن زاده)

استاد مهدی سمندری در سال 1307 در نجف آباد اصفهان و خانواده ای متدین چشم به جهان گشودند. ایشان در دامان زنی پاکدامن و فداکار و در سایه پدری که معلم قرآن بود (شغل پدرشان کشاورز بود) رشد کردند. تحصیلات علوم جدید و قدیم را همزمان ادامه داده و مقطع دیپلم را در شهر نجف آباد به اتمام رساندند.

با اتمام بخشی از دروس دینی در حوزه علمیه اصفهان برای تحصیلات به حوزه علمیه قم عزیمت نمودند و در آنجا از محضر اساتیدی چون آیت الله بروجردی، شیخ مرتضی مطهری، شیخ مرتضی حائری، آیت الله مشکینی، آیت الله خمینی، آیت الله منتظری، علامه طباطبائی، و دیگر اساتید بزرگ بهره بردند.

ایشان مدت سه سال نیز از محضر مهدی الهی قمشه ای در مدرسه سپهسالار تهران کسب فیض نمودند و در سال 1336 دوره لیسانس خود را در رشته معقول و منقول در دانشکده الهیات دانشگاه تهران به اتمام رساندند.

یکی از برجسته ترین اساتید ایشان حضرت استاد علامه حسن زاده آملی بودند که استاد در مورد آشنایی با ایشان این گونه فرمودند:

با راهنمایی دوست عارفم جناب آقای محمود امامی به محضر جناب استاد علامه حسن زاده آملی (روحی فداه) شرف حضور پیدا کردم. خود را در مقابل دریایی از علم و عرفان دیدم، قطره ای در مقابل دریا. مدت هشت سال به اتفاق دوستانی چون آقایان محمود امامی و علی بهجت از محضر این استاد فرزانه خوشه چینی نمودیم.

حضرت استاد مهدی سمندری هم اکنون بیشتر به مطالعه، نوشتن شرح و تفسیر کتب عرفانی و بعضا مجالس سخنرانی می پردازند.

 

آدرس سایت:

http://mahdisamandari.ir





 منطق ، دانش ترازوست

در مكانت  دانش ترازو گوييم : تار و پود سرشت  انسان بينش و كاوش است  . برهان رهنماى عقل تا به سر منزل ايقان است  . مقام محمود آدمى ادراك  حقايق اشياء به نحو شهود است  .

رستگارى هر كس به دانش شايسته و كردار بايسته است  كه دو بال مرغ جانند و با اين دو بال تواند به اوج عزت  خود پرواز كند . شايسته را از ناشايسته نور برهان تميز مى دهد و بايسته را از نابايسته منطق دليل . ترازوى راستين سنجش درست  از نادرست  و محك  سره از ناسره علم ميزان است  . و به تعبير شيرين و دلنشين ابن سينا در آغاز دانشنامه : ( علم منطق علم ترازوست)   .

لسان وحى محمدى - صلى الله عليه و آله و سلم - كه زبانه هر ترازوست  , فرمايد :  فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه أولئك  الذين هديهم الله و أولئك  هم أولوا الالباب  .

در اين كلام خدا آن دسته از بندگانش كه نيكوترين آنچه را مى شنوند پيروى مى كنند به نويد رستگارى سرفراز و به هدايت  شدگان و خردمندان ستوده شده اند . برگزيدگان سخن نيكوترين را ترازوى راستين بايد و آن جز با روش انديشه درست  كه علم ميزان رهبر آنست  راست  نيايد .

اين چند سطر در مكانت  دانش ترازو را از آغاز مقدمه رساله قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند كه به پارسى و تازى به طبع رسيده است نقل كرده ايم . رساله ياد شده در موضوع مذكور رساله اى وحيد بر مبانى سديد است  , و به حق همانست  كه در پايان آن گفته ايم :

هر بخرد آگاه گواهى دهد كه در تصنيف  اين رساله , رويت  دقيق و فكرت عميق به كار رفته است  , و سياق فصول و مسائل آن بر صنعت  برهان موقن اتساق يافته است  . اميد است  كه دانش پژوه فرزانه را چراغى فرا راه نيكبختى و رستگارى باشد , و نگارنده را اثرى شايسته و پايدار به يادگارى 

منبع : كلمه 113-هزار و یک کلمه

 





على عليه السلام نخستين جمع آورى كننده قرآن است

اگر پذيرفتيم كه سوره هاى قرآن بعد از پيامبر خدا تنظيم شده ، قطعا نخستين كسى كه بعد از رسول خدا قرآن را جمع آورى كرده شخص اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بود و آن حضرت كه دورد خدا بر او باد كه كاملا آگاهى داشته كه آيات درباره چه چيز و كجا و چه وقت و براى چه كسى نازل شده ، و بزرگان صحابه قرآن را از او مى آموختند، و قرآن را از او ياد مى گرفته اند، و شكى نيست كه شناخت آن حضرت به قرآن بيشتر از ديگران بوده ، و همه مسلمانان اتفاق دارند بر اينكه او در عهد پيامبر خدا حافظ قرآن بوده و چندين بار آن را بر پيغمبر خوانده است .
بنابراين ترديدى نيست كه جمع و ترتيب آن حضرت حجت است زيرا آن جناب معصوم است چنانكه ما در شرح خطبه 237 نهج البلاغه بيان داشته ايم و هر چه را معصوم بياورد از وهن و فساد محفوظ است و بر همه افراد بشر حجت است ، و اين ترتيب كه هم اكنون در مصحفها و قرائت قرآن ديده مى شود همان است كه على (عليه السلام ) ترتيب داده و قرائت كرده است .
ابن ابى الحديد معتزلى در ديباچه شرحش بر نهبج البلاغه درباره فضائل على (عليه السلام ) گفته است : اما قرائت قرآن و اشتغال به آن و اهتمام على (عليه السلام ) در اين باب مورد توجه همگان قرار گرفته است چنانكه همه بر اين عقيده اند كه آن حضرت قرآن را بر پيامبر خدا حفظ مى كرد و جز او ديگرى آن را حفظ نمى كرد پس او نخستين كسى است كه قرآن را جمع كرده و همه محدثين نقل كرده اند كه او چندى از بيعت ابوبكر سر باز زد شيعيان مى گويند تاءخيرش بدان جهت بود كه به بعيت به ابوبكر مايل نبود، ولى اهل حديث اين را نمى گويند بلكه مى گويند مشغول به جمع آورى قرآن شده بود، پس اين دلالت دارد بر اينكه او نخستين فردى است كه قرآن را جمع كرده و چون اگر در زندگانى پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله ) جمع شده بود ديگرى نيازى نبود كه بعد از وفات پيغمبر، او به جمع آورى شده بود ديگر نيازى نبود كه بعد از وفات پيغمبر، او به جمع آورى آن مشغول گردد. هر گاه به كتبى كه در مورد قرآن نوشته شده مراجعه كنى خواهى يافت كه پيشوايان قراء همگى قرائتشان به او بر مى گردد، مانند ابوعمروبن علاء، و عاصم بن ابى النجود و غير آنان چون قرائت آن دو باز مى گردد به ابى عبدالرحمان بى سلمى قارى ، و ابوعبد الرحمان كه شاگرد او بود، و قرآن را از او فرا گرفته . پس اين فن از فنونى است كه سرانجامش به آن حضرت باز مى گردد مانند بسيارى از فضائل و فنون كه جلوتر گفتيم . پايان گفته شارح نهج البلاغه .

منبع:رساله قرآن هرگز تحریف نشده است.





اشخاصى كه در زمان پيغمبر قرآن را جمع آورى كرده بودند

ابن النديم در الفهرست ص 41 چاپ مصر، در فن سوم از مقاله نخست گويد: در دورن زندگى پيغمبر خدا (ص ) اين افراد قرآن را جمع آورى كرده بودند:
1- على ابن ابى طالب (ع )
2- سعد فرزند عبيد بن نعمان بن عمر و بن زيد
3- ابوالدارداء، عويمر فرزند زيد است .
4- ابوزيد؛ ثابت بن زيد بن نعان .
5- ابى ابن كعب بنقيس بن مالك بن امرى القيس .
6- عبيد بن معاويه .
7- زيد بن ثابت بن صحاك .
سيوطى در اتقان باب بيستم و جاهاى ديگر آن نام عده اى را كه در دوران پيامبر خدا (ص ) قرآن را جمع نموده اند، به اسناد و طرق گوناگون از مولفين بزرگ نقل كرده است و گفته است . بخارى از عبدالله بن عمر و بن العاص ‍ روايت كرده كه گفت : شنيدم پيامبر خدا (ص ) فرمود: قرآن را از چهار تن فرا بگيريد: از عبدالله بن مسعود، و سالم ، و معاذ، و ابى بن كعب . نسائى به سند صحيحى از عبدالله بن عمر روايت كرده كه گفت : قرآن را جمع آورى كردم ، و هر شب آن را از اول تا به آخر مى خواندم ، به رسول خدا (ص ) خبر رسيد، به من فرمود: آن را در يك ماه بخوان ...
ابن ابى داود بسندى حسن از محمد بن كعب قرظى روايت كرده كه گفت پنج تن از انصار در دوران زندگى پيامبر خدا (ص ) قرآن را گردآورى نموده بودند: معاذ بن جبل ، عبادة بن الصامت ، ابى بن كعب ، ابوالدداء، و ابوايوب انصارى . جز اينها اخبار ديگرى در اين مورد كه قرآن در عهد پيغمبر جمع شده وارد گرديده ، و چه زياد است رواياتى كه نمايانگر اين هستند كه گروهى از صحابه قرآن را چندين مرتبه بر آن حضرت خوانده بودند كه از ايشان است على بن ابى طالب (ع ) و عبدالله بن مسعود، و زيد بن ثابت و ابى بن كعب و ديگران . اينان از جمله اشخاصى هستند كه در زمان زندگى پيغمبر قرآن را جمع كردند و بر آن حضرت خواندند و چند بار از اول تا به آخر در خدمت آن بزرگوار قرائت كردند با اين حال چگونه ممكن است قرآن در دوران زندگى آن بزرگوار جمع و مرتب نگرديده باشد. و اين احتمال كه آنان بطور پراكنده قطعه هائى از قرآن را بر آن حضرت خوانده باشند، بى مورد است و اصلى ندارد.اندك دقتى در نظم سوره ها بنمائيد، و شدت اهتمام پيامبر خدا در محافظت قرآن و دور نگهداشتن آن از اجتهاد هر فردى و بكار بردن ذوق و سليقه در آن ، و عنايت آن حضرت به پاسدارى از آن ، و در گفته آن حضرت كه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مى گذارم قرآن كتاب خدا و اهل بيتم ....آن چه مسلمين روايت كرده اند كه جبرئيل در هر سال يكبار قرآن را بر او عرضه مى كرد و در آخرين سال زندگيش دوبار.غير اين دو حديث ، از اخبارى كه در اين معنا وارد شده با كمترين تامل ، خواهد فهميد كه آيات و سوره هاى قرآن همانگونه كه در زمان ما در مصحف هست بدون دگرگونى و زياده و كم جمع گرديده و مرتب شده بوده است .
منبع:رساله قرآن هرگز تحریف نشده است.





چند ثمره فقهى در رابطه با بسم الله الرحمن الرحیم

چون دانستى كه بسم الله يك جزء از هر سوره مى باشد، و حجابى است كه ميان دو سوره واقع شده و آنها را از يكديگر جدا ساخته بايد بدانى كه بسيارى از مسائل فقهى بر او مرتب مى شود مانند آن كه :
1- اگر كسى سوره حمد را شروع نمايد و نيت كند بسم الله آن جزء سوره اخلاص مثلا باشد نمازش باطل است .
2- همچنين اگر در وقت خواندن قل هو الله قصد كند بسم الله آن از حمد يا سوره ديگر باشد نمازش باطل است .
3- اگر شخصى جنب است و گفتيم خواندن همه چهار سوره اى كه آيه سجده واجب دارند بر او حرام است نه فقط خواندن آيات سجده بنابراين اگر بسم الله را خواند و نيت كرد كه آن جزئى از يكى از سوره هاى سجده واجب دار است ، كار حرامى انجام داده است .
4- مردى كه نماز ظهر و عصر را مى خواند اگر ادله استحباب بر جهر آن نمى بود، لازم بود بسم الله ...را آهسته بخواند و بر مردى كه نماز مغرب و عشاء را مى خواند واجب است بسم الله را بلند بخواند. و مانند اين مسائل و كسى كه بخواهد سوره فيل و قريش يا سوره ضحى و انشراح را با هم جمع كند واجب است بسم الله را ميان دو سروه بخواند.

منبع: رساله قرآن هرگز تحریف نشده است





چرا سوره برائت بسم الله ندارد؟

نويسنده تفسير المنار در اول سوره توبه گويد نه صحابه و نه افراد بعد از آنان هيچكدام در ابتداى اين سوره بسم الله را ننوشته اند زيرا چنان كه با سوره هاى ديگر نازل گشته بود با سوره برائت نازل نشده بود. و گويد: اين قول مورد اعتماد واقع گرديده و اختيار شده است ، و در علت نبودن بسم الله در اول آن سوره گفته شده : ننوشتن بسم الله در اول آن سوره بخاطر رعايت قول شخصى بوده كه گفته است آن سوره با انفال يكى مى باشد. و حال آن كه مشهور اين است كه نبودن بسم الله در آغاز آن بدين جهت است كه ، چون نزول اين سوره بخاطر شمشير كشيدن بر روى كفار، و به هم زدن قراردادهاى با آنان است . جز اين ها علل ديگرى هم گفته شده ، كه آنها را سبب و علت قرار دادن مشكل است . و چه بسا گفته مى شود: گفته مشهور حكمت است نه علت .يكى از دانشمندان در مورد اين حكمت فرموده است : نبودن بسم الله دراول اين سوره دلالت دارد بر اين كه بسم الله يك آيه از هر سوره مى باشد بخاطر اين كه استثناء به فعل همچون استثناء به گفتار آلت سنجش عموم است . در اتقان ، قشيرى به سند صحيح روايت كرده است نبودن بسم الله در ابتداى سوره برائت بدين علت است كه جبرئيل در آن بسم الله را نازل نكرد. و در شاطبيه گويد:


و بسمل بين السورتين سنة جال موها ربة و تجملا


ابن قاصح در شرح آن گويد: شاعر در اين بيت آگاهى داده است كه مردانى كه ميان دو سوره بسم الله را آورده اند به سنت رسول الله عمل كرده اند. نموها يعنى سند آن را گر چه ذكر نكرده اند بالا برده اند و آن را نقل كرده اند و آنان عبارتند از عيسى بن مينا قالون  كسائى  و عاصم  و ابن كثير كه به باء و راء و دال از گفته اش بسند رجال نموها دربة به آنان اشاره شده است . و به كلمه بسنة نموها اراده نموده نوشتن صحابه بسم الله را در مصحف ، و گفته عايشه : بخوانيد آن چه را در مصحف هست . و آثارى را كه مى گويند: پيغمبر اكرم (ص ) پايان پذيرفتن سوره اى را نمى دانست مگر هنگامى كه بسم الله الرحمن الرحيم براو نازل مى شد. كه اين اخبار بر آن دلالت دارد كه بسم الله بارها با هر سوره اى نازل گرديده است . من گويم : از پيشوايان معصوم ما (ع ) هم مانند آن چه از آنها نقل شده روايت گرديده چنان چه در تفسير عياشى از صفوان جمال نقل شده كه گويد: امام صادق (ع ) به من فرمود: خداوند هيچ كتابى را از آسمان نازل نفرموده جز آن كه در سر آغازش بسم الله الرحمن الرحيم بوده ، و با نزول بسم الله الرحمن الرحيم شناخته مى شد كه سوره به آخر رسيده است .همچنين در كافى از يحيى بى ابى عمير هذلى نقل شده كه گويد در نامه اى به امام باقر عليه السلام نوشتم : فدايت گردم چه مى فرمائى در مورد شخصى كه در نمازش فقط به قصد سوره حمد بسم الله الرحمن الرحيم را در ابتدا خوانده و وقتى حمد تمام شده و سوره ديگر را شروع كرده بسم الله را نخوانده است و عياشى گفته اشكالى ندارد. حضرت به خط مبارك خود مرقوم فرمود: براى به خاك ماليدن بينى او ناپسند داشتن او يعنى عياشى آن نماز را دوباره اعاده كند.در خبر صحيح محمد بن مسلم گويد: از امام صادق (ع ) پرسيدم از آيه : (سبعا من المثانى و القرآن العظيم ) آيا مراد سوره فاتحة الكتاب است . فرمود: بلى . عرض كردم : بسم الله الرحمن الرحيم از همان هفت آيه است ؟ فرمود: آرى آن بهترين آنهاست .غير اين ها از روايات ديگر و حديث اخير بسم الله را از آيات ويژه سوره حمد مى داند.


و مهما تصلها او بدات براءة لتنز يلها بالسيف لست مبسملا


شارح (شاطبيه ) گفته است : ضمير(ها) در (تصلها) به برائت بر مى گردد كه از نظر ادبى اضمار قبل الذكر مى نامند و معنى شعر اين است در اول سوره برائت بسم الله گفته نمى شود خواه خواننده آن را به سوره قبلش انفال وصل كند يا نكند و فقط ابتدا به خواندن برائت نمايد. آنگاه حكمت در ترك بسم الله در اول آن را چنين بيان نموده : (لتنز يلها بالسيف ) يعنى براى اين كه سوره برائت جهت خشم گرفتن و بيم دادن ، و ترسانيدن است و در آن سوره فرمان به شمشير كشيدن بر روى مشركين داده شده است . ابن عباس گويد: از على كه خدا از او خوشنود گردد پرسيدم چرا در سر آغاز سوره برائت بسم الله الرحمن الرحيم نوشته نشده است . در پاسخم فرمود: چون بسم الله پناه و زنهار است و در برائت زنهارى نيست با فرمان دست بر قبضه شمشير زدن و بر فرق مشركين كوبيدن نازل شده است . مى گويم جاى هيچ سخنى نمى باشد كه در تعليل بترك بسم الله در اول سوره برائت قولى كه مى توان اختيار كرد و با آن اعتماد نمود همان است كه بسم الله با آن سوره نازل نشده بود و شيخ محمد عبده در تفسيرش همان را برگزيده واگر در اقوال ديگرى كه براى علت ترك آن در اول سوره برائت بيان شده دقت شود معلوم خواهد شد كه دليل سالمى در دست ندارند.و آن كه گويد ترك بسم الله در اول سوره برائت براى آن است كه در اين سوره به شمشير كشيدن و گسستن پيمانها فرمان داده و بسم الله آيه رحمت است مى خواهد بگويد حكمتش اين بوده نه آن كه علتش و در اين صورت عقيده و گفته بسيار خوبى است . زيرا در آغاز بسيارى از سوره هائى كه به عذاب نازل شده مانند سوره (هل اتيك حديث الغاشيه )  و سوره معارج كه با سال سائل بعذاب واقع آغاز شده بسم الله الرحمن الرحيم هست . و فرمايش اميرالمومنين على (ع ) كه در مجمع البيان اول سوره برائت نقل شده و گفته ناظم شاطبيه كه حضرت فرمود: بدين جهت بسم الله الرحمن الرحيم بر سر آغاز سوره برائت نازل نشده كه بسم الله براى زنهار و مهر و رحمت است ولى سورة برائت نازل شده تا با شمشير كشيدن و تاختن بر مشركين ايمنى را از آنها بردارد.( فشرده سخن اين است كه عمده ترين دليل در اآن شنيدن از معصوم و تعب د است و اخبار وارده در آن مانند همين فرمايش ‍ اميرالمومنين مخالف آن نمى باشند. زيرا آن حضرت مى خواهد روشن كند كه نازل نشدن بسم الله در سوره برائت به آن حكمت است پس مى خواهد بفرمايد كه با آن نازل نگرديده چنان كه قشيرى و ديگران صريحا گفته اند كه جبرئيل آن را در آن سوره فرود نياورده .

منبع:رساله قران هرگز تحریف نشده است