منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
درباره

بسم الله خیر الاسما
سلام علیکم

تمام هدف حقیر از ایجاد این وبلاگ ایجاد منبعی جامع در مورد حضرت علامه حسن زاده آملی است.
ان شا الله مرضی حق متعال واقع گردد.
(بنده هیچ گونه ارتباطی با حضرت علامه حسن زاده آملی ندارم. لطفا درباره طریقه ملاقات و یا رساندن پیغام به ایشان سوال نفرمایید. پاسخ گویی به این سوالات و خواسته ها به علت مشغله زیاد مقدورم نیست. طریقه ای برای ملاقات و یا رساندن پیام به حضرتشان نمی شناسم.)

((مطالب این وبلاگ یقینا عاری از اشتباهات اعم از تایپی و غیر تایپی نیست. لذا خوانندگان عزیز این اشتباهات سهوی را ناشی از خطای حقیر بدانند نه حضرت علامه حسن زاده آملی))
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی

انسان معجون افعال و احوال و نیات و سعی خود است

انسان در حقيقت , معجون افعال و احوال و نيات و سعى خود است . قوله سبحانه : انه عمل غير صالح  و أن ليس للانسان الا ما سعى و ان تبدوا ما فى انفسكم أو تخفوه يحاسبكم به الله  . لا يؤاخذكم باللغو فى أيمانكم و لكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم  .

در باب نيت از كتاب ايمان و كفر اصول كافى جناب ثقة الاسلام كلينى - رضوان الله عليه - به اسنادش روايت شده است : عن احمد بن يونس عن أبى هاشم قال : قال ابوعبدالله عليه السلام : انما خلد اهل النار فى النار لان نياتهم كانت فى الدنيا ان لو خلدوا فيها ان يعصوا الله ابدا , و انما خلد اهل الجنة فى الجنة لان نياتهم كانت فى الدنيا ان لو بقوا فيها ان يطيعوا الله ابدا , فبالنيات خلد هولاء و هؤلاء , ثم تلا قوله تعالى : قل كل يعمل على شاكلته قال : على نيته  .

شرح چهار عين : 61 , 62 , 63 , 64 , سرح العيون فى شرح العيون در تبيين مسائل حول اين كلمه است .

منبع :كلمه 103-هزار و یک کلمه





علم وعمل دو گوهر انسان سازند؛ آن مشخّص و سازنده روانست، و این مشخّص و سازنده بدن، و هر دو غذای انسانند، و غذا با مغتذی مسانخ و مجانس است، و بدن در همه عوالم مرتبه نازله نفس است و تفاوت بدنها به کمال و نقص است ذالک تقدیر العزیز العلیم.

علم و عمل به منزلت دو بال نفس ناطقه اند که به اندازه نیروی این دو بال در عوالم بی پایان پرواز می کند پروازی که در نشأت شهادت داخل در عالم غیب می شود، و در عالم غیب ظاهر در نشأت شهادت می گردد.

پرواز برون ز حدّ و احصا      آنی چو هزار سالت ای دوست

از این اشارت سرّ این گونه آیت را دریاب که حق تعالی به پیامبر فرمود: « واسئل مَن ارسلنا مِن رسلنا ....» ای پیامبر، از پیامبران پیشین بپرس. آری صاحب نفس مکتفی با این که در عالم شهادت است وارد در عالم غیب می شود و از پیمبران پیشین می پرسد. نیازی به تقدیر مضاف نیست که مثلاً گفته شود: اَی واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا و علمائهم، و نیز راز این گونه روایت را فهم کن که راوی از معصوم می پرسد: آیا انسان که از این سرا رخت بربسته است دوباره می تواند کسان خود را در این نشأت دیدار کند؟ در پاسخ فرمود: آری. پرسید تا چه اندازه؟ فرمود: « علی قدر منزلته»، و در روایت دیگر « علی قدر عمله » و در دیگری « علی قدر فضائلهم ». از این القاء سبّوحی به حقیقت و واقع رجعت هم رسیده ای . تدبّر تُرشد ان شاء الله تعالی ... الخ.

منبع: هزار و یک کلمه/ج1/کلمه29




آنكه موضوعيت دارد انصراف از تعلقات اين سويى است.

      اينكه در عالم رؤيا حقائقى روى ميآورد و همچنين در حال احتضار و در حال تنويم مغناطيسى و غيرها هيچيك اينها موضوعيت ندارد آنكه موضوعيت دارد انصراف از نشأه عنصرى و تعلقات اين سويى است چون اين انصراف در بيدارى هم پيش آيد نتيجه هزاران خواب و احتضار را مى‏كند. غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





بيست و هفت مثال از امثله  ی انسان کامل

      فصوص شيخ اكبر در بيست و هفت كلمه است كه مراد بيست و هفت مثال از امثله (انسان كامل) است نه آدم شخصى و نوح شخصى و داود و سليمان شخصى و هكذا. فتبصر. و بعبارة اخرى هر يك از آن كلمات نوريه عليهم السلام مظهرى خاص از مظاهر الوهيت‏اند كه الوهيت به هر يك از آنها بر وجه اكمل ظاهر شده است. و اين كلمات سائر و دائراند و در افراد نوع انسان مطابق اعتدال مزاج و قابليت و استعداد آنها ظاهر ميگردند و ان شئت قلت هر كلمه در بيان مقامى از مقامات انسان است‏.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





کلامی عرشی از بابا افضل کاشی

حكيم بزرگ  جناب  بابا افضل كاشى - قدس سره الشريف  - چه نيكو فرموده است  :

عالم درختى است  كه بار و ثمره او مردم است  . و مردم درختى است  كه بار و ثمره وى خرد است  . و خرد درختى است  كه ثمره او لقاى خداى تعالى است  .

در ديوان راقم آمده است  :

يك  درخت  است  نظام ازلى و ابدى

آدم او را ثمر است  و چه گرامى ثمرى

كيست  مانند تو فرزند كريم الابوين

نفس كل مادرى و عقل كل او را پدرى

دكارت  فرانسوى گويد :

فلسفه درختى است  كه ريشه اش ما بعد الطبيعه و تنه اش طبيعى است  , و شاخه هايى كه از اين تنه بر مىآيد علوم ديگر مى باشند كه عمده آنها طب  و اخلاق و علم الحيل است  .به درس 93 و 94 كتاب  دروس معرفت  نفس رجوع شود .

منبع:کلمه 102- هزار و یک کلمه





تجرد روح از لوازم اعتقاد به دين اسلام

چون معاد از ضروريات  دين اسلام است  , و صحت  معاد بى بقاء روح معقول نيست  , و بقاى روح بى تجرد آن تصور نمى شود , پس تجرد روح از لوازم اعتقاد به دين اسلام باشد . مگر آن كه كسى معنى تجرد را نداند , يا روح را جسمى لطيف  عنصرى داند داخل بدن , يا تصور كند اصلا بقاى روح در معاد لازم نيست  و به عود اجزاى خاكى و خلقت  روح جديد در آن اكتفا كند و گويد اين روح تازه را عذاب  مى كنند به جرم آن روح معدوم شده چون در بدن معصيت  كار قرار گرفته است  بى اختيار خود . و آنها همه باطل است  , اما كسى كه بان معتقد باشد كافر نيست .

منبع:كلمه 100-هزار ویک کلمه





میخانه در اصطلاح اهل عرفان

در اصطلاح اهل عرفان (ميخانه)  را بر سه معنى اطلاق مى كنند :

اول عالم فيض و نور مطلق و جامعيت  اسماء و صفات  كه مى معرفت  از آنجا افاضه مى شود .

دوم مقام عشق و محبت  كه باده والهى و شوق از آنجا مى رسد .

سوم نفس عارف  كه مجمع انوار معرفت  و مملو از باده محبت  است .

منبع: كلمه 99- هزار و یک کلمه





بر روی لوح تربت علامه طباطبایی چه چیزی نوشته شده است؟

بر لوح تربت  حضرت  استاد علامه طباطبائى - رضوان الله تعالى عليه - به قلم اين تلميذ خوشه چين خرمن معارفش ( حسن حسن زاده آملى )  چنين مرقوم است  :

انا لله و انا اليه راجعون

روضة من رياض الجنة ادخلوها بسلام آمنين

قد تجافى عن دار الغرور , و ارتحل الى مثوى الكرامة و السرور , علم العلم و العمل ,عميد الدين , فخر الاسلام و المسلمين , الراقى الى ذرى المعارف  القرآنية , و السامى الى أسنمة النحائت  الانسانية , الذى عزفت  نفسه عن الدنيا و ما فيها فتساوى عنده ترابها و تبرها , مؤسس نشر أصول المعارف  الالهية فى الحوزة العلمية الامامية بقم , مربى النفوس المستعدة , المفسر الكبير صاحب  التفسير العظيم الميزان , و الصحف  القويمة القيمة الاخرى فى تبيان أسرار ما صدرت  عن أهل بيت  العصمة و الوحى , الحكيم المتأله , و الفقيه الصمدانى , و العارف  الربانى المرتقى الى جنة الذات  , آية الله الكبرى العلامة الحاج السيد محمد حسين الطباطبائى التبريزى . و قد لبى نداء  يا أيتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك  راضية مرضية  , صبيحة 18 من محرم 1402 هق . و قد مضى من عمره الشريف  ثمانون عاما , و حشر مع  الذين أنعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن أولئك  رفيقا  .

منبع:كلمه 97- هزار و یک کلمه

 





امر و نهی به اصطلاح اهل عرفان

اين كلمه در معنى امر و نهى به اصطلاح اهل عرفان است  . صائن الدين على بن تركه در فصل چهل و سوم تمهيد القواعد فرمايد :الامر باصطلاحهم عبارة عن اظهار حكم الوحدة فى عين الكثرة , المعبر بالحركة الايجادية تارة و النكاح السارى أخرى , كما أن النهى عبارة عن اظهار حكم الكثرة و رجوعها الى الوحدة .

منبع:كلمه 96-هزار و یک کلمه

 





شبهه ای که برای حضرت علامه پیش آمده بود

اين كلمه حكايتى از حالت  ديرين اين كمترين حسن حسن زاده آملى است :كه روزگارى بدان دچار شده ام , و آن اين كه : در اثناى تدرس و تعلم علوم عقلى و صحف  عرفانى دچار وسوسه اى سخت سهمگين و دژخيم و بدكنشت  و بدسرشت  در راه تحصيل اصول عقايد حقه به برهان و عرفان شده ام , و آزرده خاطرى شگفت  از حكمت  و ميزان كه از هر سوى شبهات  گوناگون به من روى مىآورد . ريشه اين شبهات  و وسوسه ها از ناحيت  انطباق ظواهر شرع انور - على صادعه الصلوة و السلام - با مسائل عقلى و عرفانى بوده است  كه در وفق آنها با يكديگر عاجز مانده بودم , و از كثرت  فكرت  به خستگى و فرسودگى موحش و مدهش مبتلا گشته ام , و از بسيارى سؤال از محضر مشايخم :

آن عالمان دين به حق در سماى علم

سياره و ثوابت  والا گهر مرا

بيم جسارت  و ترس اسائه ادب  و خوف  ايذاء خاطر و احتمال بدگمانى مى رفت  . اين وسوسه - چنان كه گفته ايم - موجب  بدبينى به علوم عقلى , و سبب  بيزارى از منطق و حكمت  و عرفان شده است  . و لكن به رجاء اين كه لعل الله يحدث  بعد ذلك  أمرا  در درسها حاضر مى شدم , و راز خويش را ابراز نمى كردم , و از تضرع و زارى اعاظم حكماء در نيل به فهم مسائل انديشه مى كردم , مانند گفتار صاحب  اسفار در مسأله اتحاد نفس به عقل فعال و استفاضه از آن كه فرمود :و قد كنا ابتهلنا اليه بعقولنا , و رفعنا اليه أيدينا الباطنة لا أيدينا الداثرة فقط , و بسطنا أنفسنا بين يديه , و تضرعنا اليه طلبا لكشف  هذه المسألة و أمثالها . . .  .

تنها چيزى كه مرا از اين ورطه هولناك  هلاك  , رهايى بخشيد لطف  الهى بود كه خويشتن را تلقين مى كردم به اين كه : اگر امر داير شود بين نفهميدن و نرسيدن مثل توئى , و بين نفهميدن و نرسيدن مثل معلم ثانى ابونصر فارابى , و شيخ رئيس ابوعلى سينا , و شيخ اكبر محيى الدين عربى , و استاد بشر خواجه نصير الدين طوسى , و ابوالفضائل شيخ بهائى , و معلم ثالث  ميرداماد , و صدر المتألهين محمد شيرازى , آيا شخص مثل تو به نفهميدن و نرسيدن اولى است  , يا آن همه اسطوانه هاى معارف  ؟

و همچنين خودم را به يك  سو قرار مى دادم , و اكابر ديگر علم را كه از شاگردان بنام آن بزرگان بودند , و نظائر آنان را , به سوى ديگر , و سپس همان مقايسه را پيش مى كشيدم و به خودم تلقين مى كردم . تا منتهى مى شدم به اساتيدم كه به حق وارثان انبياء و خازنان خزائن معارف  بوده اند - رفع الله تعالى درجاتهم - كه باز خودم را به يك  جانب  و آن حاملان و دائع علم و دين را به جانبى , و همان مقايسه و تلقين را اعمال مى كردم كه تو اولائى به نفهميدن يا اين مفاخر دهر ؟ نظير مطلبى را كه علامه شيخ بهائى درباره شيخ اجل صدوق كه قائل به سهو النبى شده است  , فرموده است  : هر گاه امر دائر شود بين سهو رسول و سهو صدوق , صدوق اولى بدان است  . از اين مقايسه قدرى آرام مى گرفتم , تا بارقه هاى الهى چون نجم ثاقب  بر آسمان دل طارق آمد , و در پناه رب  ناس از وسواس خناس نجات  يافتم ففاض ثم فاض . و كأن كلام كامل و سخن دلپذير صاحب  اسفار ذكر قلبى شد كه :

حاشى الشريعة الحقة الالهية البيضاء أن تكون أحكامها مصادمة للمعارف اليقينية الضرورية , و تبا لفلسفة تكون قوانينها غير مطابقة للكتاب  و السنة  .

و چون در رحمت  رحيميه به روى ما گشوده شده است  , به علم اليقين بلكه به عين اليقين و فراتر به حق اليقين و فراتر به برد اليقين , مطالب  سهل ممتنع عقلى و عرفانى را رموزى يافته ايم كه پى برده ايم اشارات  به كنوزى اند . آنگاه رساله اى وجيز و عزيز در يك  مقدمه و ده فصل در اين موضوع كه قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند نوشته ايم , و همين موضوع را نام آن نهاده ايم , و مكرر به طبع رسيده است  . آرى به آسانى نادانى به دانائى نمى رسد , و بسيار سفر بايد تا پخته شود خامى .

شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس

كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست

لذا در الهى نامه ام گفته ام ( الهى جان به لب  رسيد تا جام به لب رسيد)  . و نيز در غزلى كه در ديوانم مسطور است  در اين باب  گفته ام :

دولتم آمد به كف  با خون دل آمد به كف

حبذا خون دلى دل را دهد عز و شرف

يوسفم تحصيل دانش گشت  و من يعقوب  وار

از فراقش كو به كو , كوكو به بانگ  يا أسف

گر نبودى لطف  حق از گريه شام و سحر

ديدگانم بى شك  اينك  بود در دست  تلف

جوهر نفس ارنه روحانية السوس است  پس

طالب  اصلش چرا شد باد و صد شوق و شعف

گر كسان قدر دل بشكسته را مى يافتند

يك  دل سالم نمى شد يافت  اندر شش طرف

لوحش الله صنع نقاشى كه از ماء مهين

پرورد در يتيمى را بدامان خزف

و از اين گونه گفتار به نظم و نثر بسيار داريم . و نيز در پيرامون همين كلمه مطالبى در درس پنجم دروس اتحاد عاقل به معقول داريم كه متمم يكديگرند .

منبع: كلمه 94-هزار و یک کلمه





چرا دختران زودتر از پسران رشد میکنند؟

تاثیر نطفه والدین بر جنسیت فرزندان چگونه است؟

جوارى جمع جاريه است  , و جرى سير سريع است  كه از ( جرى الماء) مستعار است  . و بدين سبب  كشتى و آفتاب  و دختر خرد را جاريه گويند . وجه تسميه آن در كشتى و آفتاب  روشن است  , اما در دختر بدين سبب  كه بقول شيخ در اول فصل ششم مقاله نهم حيوان شفا چون رطوبت  مزاج دختر بيش از پسر است  زود مى بالد , و به همين جهت  زود شكسته مى شود . و به عبارت  خوارزمشاهى در ذخيره :

هرگاه نطفه مادر و پدر گرم باشد فرزند نرينه آيد , و هر گاه كه سرد باشد مادينه آيد , از بهر آن كه چيزهاى گرم قوى تر از چيزهاى سرد باشد , و بدين سبب  است  كه نرينه قوى تر از مادينه است  . و از بهر آن كه مزاج ما دينه تر و ضعيف تر بود , فرزند مادينه زودتر رسد , و زودتر از كار بازماند , همچنان كه درخت  ضعيف  زودتر برآيد , و زودتر تباه شود .

منبع: كلمه 93- هزار و یک کلمه

 





شأنيت  و قابليت  نفس

 

      مطلبى بسيار گرانقدر و ارزشمند را فارابى در رساله اطلاقات  عقل , و ملا صدرا در اسفار عنوان فرموده اند كه شأنيت  و قابليت  نفس اين است كه عاقل و مدرك  همه موجودات  گردد و علم بدانها تحصيل كند , و شأن همه موجودات  نيز اين است  كه معقول و معلوم وى گردند , پس از تو حركت  و از خدا بركت  . علاوه اين كه فارابى را كلامى كوتاه و بسيار بلند است قريب  به اين مفاد و مضمون كه هيچ نبودى و هيچ نداشتى و اكنون اين همه سرمايه دارى , حالا كه بال و پر درآوردى چرا بسوى بالاتر پرواز نمى كنى ؟ يعنى هر گاه عقل هيولانى هيچ ندانى به مقام عقل بالفعل رسيد كه دانا و خوانا و گويا و شنوا شده است  , هر گاه اين عقل بالفعل بدين مرتبه رسيده عالمى بوالعجب  گردد و به مراتب  و درجاتى فوق العاده رسد چه جاى استبعاد ؟  و أن ليس للانسان الا ما سعى .

 

منبع:كلمه 86- هزار و یک کلمه





شبهه ابن کمونه و آکل و ماکول 

من در توحيد شبهه اى را رسواتر از شبهه معروف  به شبهه ابن كمونه , و در معاد شبهه اى را بى اساس و واهى تر از شبهه آكل و مأكول نمى شناسم . به رساله وحدت  از ديدگاه عارف  و حكيم رجوع شود , و همچنين به كتاب  سرح العيون فى شرح العيون  .

منبع:كلمه 83- هزار و یک کلمه





فهم مساله وجود مقدمه اعتلا به فهم خطاب محمدی است

به حقيقت  اگر مسأله وجود به تحقيق معلوم نگردد اصول و امهات  معارف الهى و انسانى كه اعتلاى به فهم خطاب  محمدى - صلى الله عليه و آله و سلم - منوط بدان است  معلوم نمى شوند . مولى صدرا در شواهد ربوبيه چه نيكو فرموده است  كه :

و الحق أن الجهل بمسألة الوجود للانسان يوجب  له الجهل بجميع أصول المعارف  و الاركان لان بالوجود يتعرف  كل شىء و هو أول كل تصور , و أعرف من كل تصور فاذا جهل جهل كل ما عداه , و عرفانه لا يحصل الا بالكشف  و الشهود , و لهذا قيل من لا كشف  له لا علم له .

صواب  اين بود كه بفرمايد( لان كل شىء يتعرف  بالوجود)  تا ( أن) بى اسم نباشد .

منبع: كلمه 82 -کتاب هزار . یک کلمه





خلسه در عرفان عملی به چه معناست؟

در اصطلاح عرفان عملى , خلسه لطيفه اى كه بر اثر انصراف  از نشأت  طبيعت به سالك  الى الله سبحانه روى مىآورد آن را ( غيبت )  گويند . وجه تسميه آن ظاهر است  كه غيبت  از اين نشأت  طبيعت  است  . در اين حالت تمثلات  روحانى آنسوئى و محاورات  شريف  و شيرين و دلنشين با آن أشباح نورانى براى نفس مستعد حاصل مى گردد . اين اصطلاح را قاضى نور الله شهيد در اول مجلس ششم مجالس المؤمنين ذكر كرده است  و براى راقم بارها پيش آمده است  . الحمد لله رب  العالمين .

منبع:كلمه 79 - هزار و یک کلمه