X
تبلیغات
علامه حسن زاده آملی
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
درباره

بسم الله خیر الاسما
سلام علیکم

تمام هدف حقیر از ایجاد این وبلاگ ایجاد منبعی جامع در مورد حضرت علامه حسن زاده آملی است.
ان شا الله مرضی حق متعال واقع گردد.
(بنده هیچ گونه ارتباطی با حضرت علامه حسن زاده آملی ندارم. لطفا درباره طریقه ملاقات و یا رساندن پیغام به ایشان سوال نفرمایید. پاسخ گویی به این سوالات و خواسته ها به علت مشغله زیاد مقدورم نیست. طریقه ای برای ملاقات و یا رساندن پیام به حضرتشان نمی شناسم.)

((مطالب این وبلاگ یقینا عاری از اشتباهات اعم از تایپی و غیر تایپی نیست. لذا خوانندگان عزیز این اشتباهات سهوی را ناشی از خطای حقیر بدانند نه حضرت علامه حسن زاده آملی))
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
کاربردی

                                         ماهرتر در علم ادب

 

      در روايت از حضرت امام جواد عليه السلام مروى است كه فرمود از ميان دو مرد كه در دين و فضائل برابر باشند برتر نزد خداوند آن باشد كه در علم ادب ماهرتر بود، راوى گفت:

      گفتم فدايت شوم فضل اديب را نزد مردم دانستم كه در مجالس و مجامع او را گرامى دارند اما نزد خداى تعالى چگونه؟ فرمود چون اديب قرآن را چنانكه نازل شده است مى‏خواند و دعاى را هم لحن نمى‏آورد و غلط نمى‏خواند و دعاى ملحون سوى خداوند تعالى بالا نرود.

 

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





روح محرك در پاى بيش از دست است .

 

      روح محركه در پاى قويتر است و روح حساسه در دست، چون دست به حس محتاج‏تر است و پاى به حركت و خداوند اعصاب حس را از اعصاب حركت جدا خلق كرده است جلت قدرته و عظمت حكمته.

      شيخ رئيس در قانون گويد: گاه باشد كه لرزه در دست افتد نه در پاى‏ها براى آنكه روح محرك در پاى بيش از دست است چون پاى‏ها بحركت و روح محتاج‏ترند، و چون روح محركه در پاى قويتر است از عوارض و اسباب غريبه كه چندان قوى نباشد متأثر نميشود و هرگاه سببى عارض شد و پاى از آن متأثر گرديد روح قوى بر آن زود غالب مى‏گردد و اثر آن را نابود مى‏كند، اما دست چنين نيست.

 

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





                       قول بحركت زمين ريشه‏دار است .

 

     بعقيده منجمين امروز خورشيد در مركز حركات قرار دارد و ساير سيارات گرد او مى‏گردند و حركت خاصه خورشيد بعقيده قدماء در حقيقت حركت زمين است بر گرد او، و نيز گويند: سيارات تابعه ديگر بر گرد سيارات اول مى‏گردند و ماه يكى از آنها است بر گرد زمين. و نيز گويند: سيارات خرد بسيار بين مدار مشترى و مريخ گرد آفتاب در گردشند، و ذوات الاذباب هم سياراتى هستند گرد خورشيد و همه اينها را منظومه شمسى نام نهاده‏اند. حركت شبانه روزى منسوبست بزمين از مغرب بمشرق على التوالى نه حركت فلك الافلاك على خلاف التوالى و اين مذهب اتباع فيثاغورث از مردم يونان و بعض اسلاميان است كه ابو سليمان سجستانى در زمره آنانست اما چون در عمل فرق ميان اين دو مذهب نبود باين مخالفت چندان اعتناء نكرده‏اند. ابوريحان بيرونى و خواجه نصير الدين طوسى و فاضل خفرى و ديگران قول حركت زمين را در كتب خود نقل كرده‏اند و گفته‏اند تحقيق آن براى علماى هيأت ضرورى نيست و در اعمال نجومى فرق نمى‏كند چه اين حركت مشهود در حقيقت از زمين باشد يا از فلك.

      غرض عمده ما در نقل اين نكته اينست كه قول بحركت زمين ريشه‏دار است و حتى فيثاغورث و اتباع وى بر اين عقيدت بودند چون قول به جاذبه زمين كه ثابت بن قره بر اين عقيدت‏ بود و اكثر اقوال و آرا حتى تناقص ميل كلى و حركت نقطه اعتدال در صحف قدماء قائل دارد فصل هفتم و هشتم فن دوم طبيعيات شفاء در اينموضوع مطلوبست (ص 176- 181 ط 1) و ما طائفه‏اى از مطالب و اشارات در پيرامون اين مباحث در كتاب دروس معرفت وقت و قبله آورده‏ايم.

 

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





همنشين از همنشين خو مى‏گيرد .

 

همنشين از همنشين خو مى‏گيرد و بدان شناخته مى شود، خوشا بحال آنكه مصاحب حق تعالى است و بقول فصيح لبيد بن ربيعه صحابى: و المرء يصلحه القرين الصالح.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





            اهل حقيقت از اتحاد فناء در اراده حق و تأييد حكم او می فهمند.

 

بنظر مى‏رسد كه هر چه روح قوى‏تر باشد و با عالم باطن مربوطتر، تأويل خواب ديرتر براى او اتفاق مى‏افتد چون‏ اطلاع بر غيب هر چه زمانش دورتر باشد مشكل‏تر است و ضعيف النفس هر چه بيند زودتر تعبير ميشود و خواب بعيد التأويل.

عالم روحانى هم مانند جسمانى مراتب بسيار دارد چنانكه در اين عالم يكى از زمين خبر دارد و يكى از مريخ و يكى از خورشيد و از هزاران عالم ديگر خبر ندارد، در عالم روحانى هم هزاران هزار جا يعنى مراتب است نزديك و دور و جان انسانى باختلاف مراتب با يكى مربوط است و ولى با همه.

ولايت عام است و ولايت اعتقاد و ولايت اعتماد و ولايت اتحاد. سپاه سلطان جيره مطلق همه ميگيرند اما سلطان به بعضى اعتقاد دارد و ببعضى اعتماد كه بعضى كارها به او مى‏سپارد و ببعضى اتحاد مانند مهردار سلطنتى. اهل ظاهر از آن قدرت بر نفى شريعت ميفهمند، اما اهل حقيقت از اتحاد فناء در اراده حق و تأييد حكم او.

 

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





تواضع علامه حسن زاده آملی نسبت به اساتید

رضوان جايگاه جناب استاد عارف بزرگوار و شاعر مفلق نامدار و حكيم متأله و مفسر متضلع حاج ميرزا مهدى الهى قمشه‏اى شبى در جلسه درس به اين تلميذ كوچك خود فرمود: آقا شما خير مى‏بينيد. عرض كردم الهى آمين، اما جنابعالى از كجا اين بشارت را به اين كمترين ميفرماييد؟ فرمود از بسكه شما را نسبت به اساتيدت متواضع مى‏بينم.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





تا بارت را ننهى بار نيابى

  تا با اصل خود انس نگرفتى انسان نيستى. انسان چون با اصل خود انس گرفت آن ميشود. تا گم نشدى چيزى در تو پيدا نشود. تا بيننده و گيرنده نشدى انسان نشدى. تا محجوبى دعوى دوستى مكن كه سر دوست بر دوست مستور نيست. تا بارت را ننهى بار نيابى. قرآن كتبى صورت كتبيه انسان كامل است و قرآن عينى صورت عينيه حقيقت وى. قرآن معاد انسانست تدبر كن تا برسى‏ أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد 25) وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ‏ (الاسراء 83). ليله قرب ليله معراج است و همان ليلة الوصال است و اگر گويى ليلة القدر است روا است. در راه تحصيل ساعى باش و در تزكيت نفس جدى تا لا كلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم در تو صادق آيد، لاكلوا من فوقهم لدنى است و من تحت ارجلهم كسبى. جز انفس عمل است‏ وَ لا تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‏ (يس 54). قيامت با تو است نه در آخر طولى زمانى رسول صلى الله عليه و آله و سلم به قيس بن عاصم فرمود، ان مع الدنيا آخرة.

      (حديث قيس در اول امالى ابن بابويه و ج 1 محاضرات محيى- الدين عربى ص 365 ط مصر). پس بكارى مشغول باش كه تو را بكار آيد، خنك آنكه در ورطه من كيستم افتاد. با اينكه مسافت اسفل سافلين تا اعلى عليين بمراتب بيش از زمين تا آسمانست حد سقوط از اين به آن كمتر از يك آن است. سحر وقت سير و بين الطلوعين حين صيد است. ذكر و فكر دو جناح عنقاى قلب در طيران بسماى معرفت‏اند و ذكر و فكر از زبان و سر تست، در اشعار بابا افضل مرقى كاشانى آمده است:

راه ازل و ابد زبان و سر تست

و ان در كه كسى نسفت در كشور تست

چيزى چه طلب كنى كه گم كرده نه اى

از خود بطلب كه نقد تو در بر تست

داستان اسكندر و دستور نقاشى دادن و نقاشان چين و ختن احضار شدن است كه پرده‏اى آويختند و رنگهاى مختلف ريختند، نقاشان ختن نقوش زيبا طرح كردند و هنر بخرج دادند، ولى استادان چينى در مدت يكسال ديوار مقابل را صيقل مى‏زدند، پس از آنكه پرده برداشته شد آنچه نقاشيهاى زيبا بود كه در نتيجه زحمات طاقت‏فرساى يكساله حاصل شده بود در ديوار مقابل به بهترين صورت مينمود.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





رتبه ی پیامبران اوالو العزم در قرآن

 از ظواهر آيات و روايات چنين استفاده مى‏شود كه اوالو العزم عليهم السلام در رتبه اول محمد (ص) پس از آن ابراهيم (ع) پس از وى نوح (ع) پس از وى موسى (ع) پس از وى عيسى (ع) است.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





عرفان نار است !

فلسفه حرف مى‏آورد و عرفان سكوت. آن عقل را بال و پر مى‏دهد و اين عقل را بال و پر مى‏كند. آن نور است و اين نار. آن درسى بود و اين در سينه. از آن دلشاد شوى و از اين دلدار. از آن خداجو شوى و از اين خداخو. آن به خدا كشاند و اين به خدا رساند. آن راه است و اين مقصد، آن شجر است و اين ثمر آن فخر است و اين فقر، آن كجا و اين كجا.

منبع : هزار و یک نکته ؛ علامه حسن زاده آملی





معرفت به تقليد كفايت نمى‏كند

البته ظن و گمان در اعتقاد بخدا و رسول كافى نيست و معرفت به تقليد كفايت نمى‏كند، آن محدثى كه از اصطلاح فلاسفه متنفر است و براى پرهيز از نام دور و تسلسل و امثال آن گويد دليل آوردن براى توحيد لازم نيست و ظن و تقليد كفايت مى‏كند تا مردم را از فلسفه بگريزاند و از براهين و استدلال منطقى باز دارد گرچه بلفظ مى‏گويد ظن كافى است اما اگر خويشتن را بيازمايد و فرض كند يهودى نزد او آمد و گفت من گمان دارم پيغمبر شما راست مى‏گويد پس مرا مسلمان شناس و نوشته بمن ده كه مسلمانم تا مردم با من معامله اسلامى كند، هرگز اين محدث تصديق او نخواهد كرد. بلكه اگر كسى بگويد من يقين بمعراج جسمانى و معاد جسمانى ندارم اما گمان دارم درست باشد همان محدث او را طرد خواهد كرد و كافر خواهد خواند با آنكه اصل توحيد خدا و رسالت رسول كه معاد جسمانى فرع آنست ظنى بوده است چگونه صدق رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم نعوذ بالله ظنى باشد و گفتار او يقينى.

و من فرصت را اينجا غنيمت مى‏شمرم و طلاب علوم دينى را كه مانند خود من بكمال علم نرسيده بر حذر ميدارم كه هرگز سوء ظن ببزرگان علماى دين نبرند كه كمترين كيفر اين عمل محروميت از فيض علوم آنها هست. زهى شقاوت كه كسى‏ ببزرگان علماى دين بدبين باشد و سخنان آنان را به بى‏اعتنايى نگرد. اگر يكى از علما را بينى كه بر كلام ديگرى انگشتى نهد و خرده گيرد براى آنست كه حقيقت را بيش از همه چيز دوست دارد. و اگر كسى سهوى يا خطائى كرده است كه بايد بر كلامش نكته گرفت براى آنست كه معصوم نبود و در مطلبى چنانكه بايد دقت نكرد و زود بگذشت و آن سهو در كلامش ماند كه اگر باز بار ديگر نظر مى‏كرد اصلاح مى‏فرمود، آن كه گفت ايمان بظن صحيح است همچنين شتاب‏زده بود و سوء ظن بعلماء او را بدان واداشت و اگر چند بار روش خود را ميآزمود اصلاح مى‏كرد (مرحوم استاد علامه شعرانى، آخر شرح تجريد ص 595 ط 1، و در اين كتاب از آنجناب نكات عديده‏اى نقل كرده‏ايم).

منبع : هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی ؛ نکته ی 740





آنچه را كه انسان در اين نشأه مى‏بيند همه در عالم مثال اوست

آنچه را كه انسان در اين نشأه مى‏بيند همه در عالم مثال اوست كه ماده مرئى در حقيقت مثال آن در صقع نفس رائى مشاهد است نه نفس ماده. و به عبارت ديگر آنچه را مدارك و مشاعرت در مى‏يابند، در واقع مدرك حقيقى حقيقت تو است كه نفس ناطقه توست. يعنى زبان چشنده است به اين معنى كه نفس چشنده است در اين موطن، بلكه بدقت تامل كنى نفس چشنده است در خيال اين موطن، و على التحقيق تمام ادراكات بعلم حضورى است حتى ادراكات محسوسه. حال اگر اهل اشارتى روايات وارده در سرازيرى قبر و فشار قبر و مسائلت در قبر و ديگر امورى كه بقبر اسناد مييابد از اين قبيل بدان يعنى آن احوال و اهوال ياد شده بر حقيقت شخص وارد است كه ادراكات اوست ولى در مثال و تمثل صقع خيال خود همه را در عالم قبرش مى‏بيند اما قبر او يعنى قبر مربوط به شخص او كه متمثل و متحقق در صقع نفس او و وعاء ادراك اوست كه اگر چنانچه زنده‏اى را با او در اين قبر خاكيش كه نمودارى و رسمى و اسمى از قبر حقيقى اوست بگذارند، اين زنده هيچيك از آن احوال را نه مى‏بيند و نه ميشنود زيرا اين قبر ترابى خارجى نمودار، ظرف عذاب يا ثواب مرده نيست بلكه ظرف ثواب و عقاب را در قبر خودش مى‏بيند. و يا اگر مرده مؤمن و كافرى هر دو را در يك‏ قبر بگذارند، براى آن قبرش روضة من رياض الجنه است، و براى اين قبرش حفرة من حفر النار است چون قبر هريك جز ديگرى است اگر چه هر دو در يك قبر مقبورند.

منبع : هزار و یک نکته علامه حسن زاده آملی ؛ نکته 752

 





 انسان موجودی حی ابدی است. 

ادله تجرد نفس ناطقه انسانى اعم از ادله تجرد برزخى آن در مقام خيال و مثال متصلش، و از ادله تجرد عقلى آن، و از مقام فوق تجرد آن همه منتج اين حقيقت‏اند كه نفس ناطقه انسانى وجودى بسيط قائم بذات خود از سنخ مفارقات و از گوهر مرسلات است كه ان الدار الاخرة لهى الحيوان، چنانكه ادله اتحاد علم و عالم و معلوم، و عمل و عامل و معمول ناطق‏اند كه علم و عمل انسان سازند. و براهين ديگر قطعيه كه جامع آنها اصول يازده گانه ابتداى باب يازدهم كتاب نفس حكمت‏ متعاليه است حاكم‏اند كه انسان به همان صورت و تشخص خود كه در اين نشأه است از اين نشأه رخت بر مى‏بندد يعنى از غير خود منقطع مى‏شود كه معنى حقيقى موت انقطاع انسان از غير خودش است، و به نشأه ديگر ارتحال مى‏كند هر چند تعبير به ارتحال و نحو آن تعبيرى به تسامح است و حقيقت أمر فوق اين گونه تعبيرات است. پس به حكم محكم و معصوم براهين عقليه كه معاضد به ادله نقليه‏اند انسان موجودى حى ابدى است و مظهر اسم شريف يا من لا تأخذه سنة و لا نوم است. بنابراين موت، متلاشى شدن و مضمحل گرديدن و نابود و تباه شدن و از بين رفتن انسان من حيث هو انسان نيست و احياى وى بدان معنى كه در اذهان سافله مرتكز است بمعزل عن التحقيق و ذلك مبلغهم من العلم. حال در فهم آيات كريمه قرآنيه از قبيل‏ قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ‏. (غافر 12)، وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ (حج 67) و آيات بسيار ديگر، دقت و تدبر بسزا بايد اعمال كرد. و آيات ديگر را از قبيل‏ وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ (بقره 155) وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ (آل عمران 170) در فهم آيات سابق مدد بايد گرفت و روايات صادر از اهل بيت طهارت و عصمت در معاد بحار و ديگر جوامع روايى و كتب و تفسير روايى در بيان آيات ياد شده هم فصل خطاب‏اند و لكن در نيل به غور اين حقايق استاد زبان فهم كامل بايد و الله التوفيق. 


منبع : هزار و يك نكته ، نکته 622 ، ص: 371





نکته 929 

 از مناظرات علامه حلی با سید موصلی که پرسید چرا صلوات بر آل محمد میفرستید؟ فرمود: الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انالله و اناالیه راجعون اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة. سید گفت: چه مصیبتی بر آل محمد وارد شد؟ فرمود: وجود مانند تو فرزند بدترین مصیبت هاست.

منبع:هزار و یک نکته





نكته 997

جان در تحت تدبير ملكوت از خاك رويد و باليدن گيرد تا روان شود و از تن خاكى بدر آيد چنانكه مار از پوستش و در جهان ديگر كه ماوراى طبيعت است با تنى كه در اين نشأه تحصيل كرده و با آنها يكى شد بسر آرد و شايد كه آن تن را نيز چون اين تن بگذارد و بگذرد كه پديد آمده از سلاله طين لازب‏ و ماء مهين با جان آفرين شود و حشر عقلى پيدا كند كه بدنها در طول هم باشند و تفاوت به كمال و نقص‏

منبع:هزار و یک نکته





نكته 548

شيخ بزرگوار ابن سينا در قانون فرمايد: يخ را در آب حل نكنيد و نخوريد كه به اعصاب و مزاج سخت آسيب مى‏رساند و اگر در هنگام جوانى طبيعت بدن با او دفاع كند بالاخره پس از بالا آمدن سن، آن يخ كار خودش را مى‏كند و دست بردار نيست. و چون بخواهيد آب سرد بنوشيد آب را در جوار يخ‏ سرد كنيد

منبع:هزار و یک نکته





نکته 861

 کتاب شناسی فهرست نویس برایم حکایت کرد که در سنۀ نهصد و بیست و شش هجری قمری که ده سال بعد از اختراع چاپ است رسالۀ صنائع جابربن حیان را در خارجه به  آلمانی و فرانسوی و انگلیسی ترجمه و چاپ کرده اند. در آن رساله آمده است که شخصی در معیت امام صادق علیه السلام از آنجناب سؤالاتی می کرد تا وقتی به بازار مسگرها رسیدند از امام سؤال کرد مس چیست؟ فرمود نقره فاسد شده است و دوایی دارد که چون آن را به مس زنند نقره خالص شود. سائل نپرسید که آن دوا چیست، مترجم آلمانی خیلی به سائل عصبانی شده است که چرا نپرسیدی دوای آن چیست.

منبع:هزار و یک نکته





کتاب انفسی

در سوره مباركه فصلت / 54 فرمود:سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق
اگر نيكبختى گفت كه :

مرا به هيچ كتابى مكن حواله دگر كه من حقيقت خود راكتاب مى بينم

كلام صائبى گفته است كه بايد آن را غنيمت شمرد و بدان اهتمام داشت . چه اينكه در قيام قيامت دلها، به شخص گفته مى شود كه كتاب وجودى خويش را بخوان (اقرا كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا) كه همان كتاب انفسى او به شمار مى رود.
كتاب انفسى هر كسى همان نفس ناطقه اوست كه با علم و عمل كه دو گوهر انسان سازند، ساخته مى شود و اين كتاب انفسى را به وزان كتاب آفاقى مراتب است كه همانند كتاب محو و اثبات ، و كتاب مبين و ام الكتاب انفسى را به وزان كتاب آفاقى او را هم مرتبه محو و اثبات و كتاب مبين و ام الكتاب است ؛ كه يك موجود ثابت سيال است و از فرش تا فوق عرش را پر كرده است .
اگر انسان كتاب وجوديش را درست بخواند و ورق بزند مى تواند همه كتابها آفاقى را در او بگنجاند و داراى همه كلمات نوريه تكوينى گردد كه اين دفتر شايستگى لوح محفوظ شدن كلمات نوريه شجون حقايق اسماء و شئون رقائق ظليه آنها را دارا است .

دفتر حق است دل به حق بنگارش نيست روا پر نقوش باطله باشد

اين دفتر جامع ترين دفتر غيب و شهود و كاملترين مظهر واجب الوجود است .
هر شخصى شبانه روز دارد اين كتاب را با علم و عمل مى نويسد و همه اين نوشته ها خود او مى شوند كه نفس را با علم و عمل اشتداد جوهرى است .





مکاشفه

یکی از اهل ولاء که با هم موالاه داشتیم در مراقبتی بلقاء من رآنی فان الشیطان لا یتمثل بی تشرف حاصل کرده است از آنجناب صلی الله علیه و آله و سلم ذکر خواست فرمود: من بشما ذکر سکوت میدهم.

منبع:هزار و یک نکته

 





دیده ملکوت

اصل و بنا بر این است که دیده دل ملکوت را به بیند، چنانکه دیده سر ملک را. در دیدن شگفت نیست، شگفت در ندیدن است که بصر و بصیرت را باید درمان کرد.

منبع:هزار و یک نکته





یخ و آب سرد

شیخ بزرگوار ابن سینا در قانون فرماید: یخ را در آب حل نکنید و نخورید که به اعصاب و مزاج سخت آسیب میرساند و اگر در هنگام جوانی طبیعت بدن با او دفاع کند بالاخره پس از بالا آمدن سن، آن یخ کار خودش را می کند و دست بردار نیست . و چون بخواهید آب سرد بنوشید آب را در جوار یخ سرد کنید.

منبع:هزار و یک نکته

 





قرائت

قرائت در هر نشاه صورتی دارد، قرائت این نشاه با این لب و دندان و دهن است، و مطابق عوالم ونشئات قرائتها تفاوت دارد. شما در بیداری که حرف می زنید طوری است ، ودر عالم خواب که با آن بدن برزخی حرف می زنید طور دیگر است آن دهن کاری به این دهن ندارد آن گویا است و این بسته و خاموش ، بقول ملای رومی در دفتر سوم مثنوی در بیان این که تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روح است و این موزه پای روح.

منبع:هزار و یک نکته





توشه

علامه حسن زاده آملی:ای مسافر ابدی توشه باید بفراخوار سفر باشد

منبع:هزار و یک نکته





تعليم و تاديب

يعقوبى متوفاى در سنه سوم هجرى ، در كتاب تاريخى اش وصيتى از سبط اكبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله ، امام حسن مجتبى (عليه السلام ) روايت كرده است كه اختصاص به خردسالان دارد، و عبارت آن حضرت به نقل يعقوبى چنين است : و دعا الحسن بن على (عليه السلام ) بنيه و بنى اءخيه فقال : يا بنى و يا بنى اءخى ! انكم صغار قوم و توشكون اءن تكونوا كبار قوم ، آخرين فتعلوا العلم ، فمن لم يستطع منكم يرويه (ان يرويه ظ) اءو يحفظه فليكتبه و ليجعله فى بيته .
امام مجتبى (عليه السلام ) در اين وصيت اعتنايى خاص به خردسالان دارد كه هم در تعليم تاديب بزرگسالان به اكرام و احترام زير دستان و كودكان حائز اهميت بسزا است ، و هم از جهت دستورالعملى كه به خردسالان فرموده است .
يعنى امام حسن (عليه السلام ) فرزندان خود و فرزندان برادراش را خواند و گفت : (( اى فرزندان من ! و اى فرزندان برادر من ! امروز شما خردسالان گروهى هستيد و در آينده نزديكى بزرگان گروهى ديگر خواهيد بود، پس دانش بياموزيد و هر كه از شما توانايى روايت و نگهدارى دانش را ندارد آن را بنويسد و در خانه خود بنهد. ))
امام (عليه السلام ) بديشان فرمود: (( شما كه خردساليد هم ، اكنون نوشتن بياموزيد و خط تعليم بگيريد و دانش را كه آموخته ايد به قلم در آوريد. )) كه به قول بيهقى : (( مرد آنگه دانا شود كه نبشتن گيرد. ))
شيرين تر آن كه امام در پايان فرمود: (( آن را بنويسد و در خانه خود بنهيد. ))
آرى ! زينت خانه ، كتاب علمى در طاقچه آن است نه مجسمه سگ و گربه . كان امام فرمود: (( خانه شما بايد كتابخانه باشد.  ))

منبع:هزار و يك نكته ، ص 540 و541





نکته

حفاریها ئیکه درمصر باستان بعمل آمده در مقبره فرعون مصر، گندمهایی در سنبل از اهرام مصر بدست آوردند و در شک بودن که آیا قوه نمو در آنها بافی است یا نه آنها را برای امتحان کاشتند کاملا سبز و بارور شد و به ثمر رسید.این نکته را در بقای وجود شریف حجه عصر مهدی منتظر روحی له الفداء اعمال کن با اینکه هنوز باندازه آن دانه گندم از عمر شریف او نگذشت هرچند ورای این مطلب خطابی و اقناعی براهین عقلی و شواهد نقلی داریم که تفصیل و بیان آن را در رساله نهج الولایه آوردیم.  

منبع:هزار و یک نکته





نکاتی از کتاب هزار و یک نکته

۱-نفس ناطقه انسانی بس که لطیف است به هر چه روی آورد بصورت آن در می آید.

۲-در هر کار دل با دلدار را شعار خود ساز.

۳-فراموشی موریانه دانش است.

منبع:هزار و یک نکته به نقل از سایت کیستم 

 





حجب روندگان راه

حجب روندگان راه ؛ نسیان است نسوالله فنسیهم و علاج آن بضد آنست اذکرو الله کثیرا و بهترین اذکار کلمه لا اله الا الله است که مرکب از سرکه نفی و انگبین اثبات است باین سکنجبین دفع صفرای نسیان می شود و بمضمون وعده اذکرونی اذکرکم البته شفا حاصل می گردد.

منبع:هزار و یک نکته به نقل از سایت کیستم





علامه حسن زاده آملی:

نسبه القوی الی النفس کنسبه الملائکه الی الرب.

(نسبت قوا به بدنُ نسبت ملائکه هستند در تحت فرمان خداوند) (فصل 11باب سوم نفس اسفار ص34)

منبع:هزار و یک نکته. به نقل از سایت کیستم





علامه حسن زاده آملی:

تعقل با تعلق جمع نمی گردد فافهم.

 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

                                    زهر چه رنگه تعلق پذیرد آزاد است

رو مجرد شو مجرد را به ببین

                                    دیدن هر چیز را  شرط   است  این

 

امیر (ع) فرمود: العارف من عرفه نفسه فاعتقها و نزهها عن کل مایبعدها.

منبع:هزار و یک نکته. به نقل از سایت کیستم





علامه عارف حسن زاده آملی:

اهم عبادات صلوات بر محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است

منبع:هزار و یک نکته. به نقل از سایت کیستم





سكوت پيامبر در واقعه غدير

چنين گويند كه شبلى در روز غدير نزديك يكى از معروفان شد از علويان و او را تهنيت كرد آنگه گفت : يا سيدى تو دانى تا اشارات در آن چه بود كه جدت دست پدرت گرفت و برداشت و سخن نگفت .
گفت : ندانم .
گفت : اشارت بود به آن كه زنانى كه از جمال يوسف بى خبر بودند زبان ملامت در زليخا دراز كردند و گفتند
امراة العزيز تو را و دفتيها عن نفسه قد شغفها حبا انا لنريها فى ضلال مبين
او خواست تا طرفى از جمال يوسف به ايشان نمايد مهمانى ساخت و آن زنان را بخواند و در خانه دو در بر و بنشاند و يوسف را جامه هاى سفيد در پوشيد و گفت : براى دل من از اين خانه در رو و به آن در بيرون شو و ايشان را گفت : من مى خواهم تا اين دوست خود را يك بار بر شما عرض كنم براى دل من هر كدام به او مبرتى كنيد.
گفتند: چه كنيم ؟
گفت : هر يك را كاردى و ترخجى به دست مى دهم چون آيد هر يك پاره ترنجى ببريد و به او دهيد.
گفتند: چنين كنيم .
چون از در در آمد و چشم ايشان بر جمال او افتاد خواستند كه ترنج ببرند دست ها ببريدند و حيرت زده شدند، چون برفت ، گفتند:
حاش الله ماهذا بشر ان هذا الا ملك كريم .
گفت : ديديد اين آن است كه شما زبان ملامت بر من دراز كرديد به سبب اين فذلكن الذى لمتنى فيه ، رسول عليه السلام هم اين اشارت كرد، گفت : اين آن مرد است كه اگر وقتى در حق او سخنى گفتم شما را خوش نيامد زبان ملامت دراز كرديد. امروز بنگريد تا خداى تعالى در حق او چه گفت او را چه پايه نهاد و چه منزلت داد، آنگه گفت : الست اولى بكم من كم بانفسكم ، الخ

منبع:هزار و يك نكته ، ج 1 و 2، ص 329 - 328.





روح محرکه و روح حساسه

روح محرکه در پای قویتر است و روح حساسه در دست؛چون دست به حس محتاج تر است و پای به حرکت و خداوند اعصاب حس را از اعصاب حرکت جدا خلق کرده است جلت قدرته و عظمت حکمته.

شیخ الرئیس در قانون گوید: گاه باشد که لرزه در دست افتد نه در پاها برای آنکه روح محرک در پای بیش از دست است چون پاها بحرکت و روح محتاج ترند، و چون روح محرکه در پای قویتر است از عوارض و اسباب غریبه که چندان قوی نباشد متاثر نمیشود و هرگاه سببی عارض شد و پای از آن متاثر گردید روح قوی بر آن زود غالب می گردد و اثر آن را نابود میکند اما دست چنین نیست.

منبع:هزار و یک نکته

نقل از کیستم





مقام صبر و رضا

آورده اند كه : جابر بن عبد الله انصارى كه يكى از اكابر صحابه بود در آخر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود. محمد بن على بن الحسين عليه السلام معروف به باقر به عيادت او رفت و او را از حال او سوال فرمود، گفت : در حالتى ام كه پيرى از جوانى و بيمارى از تندرستى مرگ از زندگانى دوست تر دارم .
محمد گفت كه :
من با وى چنانم كه اگر مرا پير دارد پيرى دوست تر دارم و اگر جوان دارد جوانى دوست تر دارم و اگر بيمار دارد بيمارى و اگر تندرست دارد تندرستى و اگر مرگ دهد مرگ و اگر زندگانى زندگانى را دوست تر مى دارم .
جابر چون اين سخن شنيد به روى محمد بوسه داد و گفت : صدق رسول الله صلى اله عليه و آله كه مرا گفت كه يكى از فرزندان مرا ببينى هم نام من و هو يبقر العلم بقرا كما يبقر الثور الارض و به اين سبب او را باقر علوم الاولين و الاخرين گفتند و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه
جابر در مرتبه اهل صبر بوده است و  محمد در رتبه رضا.

منبع:هزار و يك نكته ، ص 171.





تاثير قرائت آية الكرسى

علامه حسن زاده آملی:دست بر دیدگان مى گذارى و آية الكرسى را براى حفظ نور چشم مى خوانى ، در اين حال نفس ناطقه گوهر آن سويى از توجه به ملكوت نيرو مى گيرد، و به تصور و تعمل و انشاء خود در قوى و محل آنها و در اعضاء و جوارح خود اثر مى گذارد كه توجهات و تصورات نفسانى را در بدن و قوى و احوال آن تاءثيرى بسزا است ، فافهم .

منبع:هزار و یک نکته





نکاتی از حضرت علامه حسن زاده آملی:

۱- جزا، نفس عمل است هل يجزون الا ما كانوا يعملون

2- قيامت با تو است نه در آخر طول زمانى ، رسول الله (ص ) به قيس بن عاصم فرمود: ان مع الدنيا آخرة

 3- ملكت با عالم ملك است و خيالت با عالم مثال و عقلت با عالم عقول ، قابل حشر با همه اى و داراى سرمايه كسب همه ، صادق آل محمد (ص ) فرمود: ان الله عزوجل خلق ملكه على مثال ملكوته و اسس ملكوته على مثال جبروته ، ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته . درست بخوان و درست بدان !

 4- سفرنامه معراج رسول خدا (ص ) شرح اطوار بشر است .

 5- انسان چون با اصل خود انس گرفت آن مى شود.

 6- تا گم نشدى چيزى در تو پيدا نشود.

 7- تا بيننده و گيرنده نشدى انسان نيستى

 8- انسان كارخانه و دستگاهى است كه هوا از عوالم ملك عكسبردارى مى كند و هم از ملكوت ، اولى را بالا مى برد و دومى را تنزل مى دهد بى تجافى و همه را در گنجينه سرش و عيبه درج مى كند، درست بنگر تا به حقيقت كريمه لآكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم برسى .

 9- بينشم از تن نيست كه ديگر جانوران و رستنى ها و هر چه را آخشيج است در آن انبازند، از روانى است كه از آن من است ، پس نه تن جاى روان است و نه روان جاى تن وگرنه در اندازه او بودى و دانستى كه نيست ، تن بر خاك است و روان بر فراز خاك . اين سخن كوتاه در نزد دانا بسيار بلند است .

 10- از خاموشى گفتار زايد و از انديشه كردار.

 11- آن چه در احوال و اطوار سالك در خواب و بيدارى عايدش مى شود ميوه هايى است كه از كمون شجره وجودش بروز مى كند.

 12- گرسنگى و تشنگى دائند و غذا و آب دوا، دوا را تا چه اندازه بايد خورد.

منبع:هزار و یک نکته





مباهله علامه حسن زاده آملی در مورد قران

در قرآن کریم به هیچ وجه و هیچ نحو تحریفی نشده است. این قرآن بین دفّتین که اول آن  فاتحه و آخر آن ناس است.همانی است که بر خاتم صلّی علیه وآله و سلم انزالاً و تنزیلاً وحی شده است ،و ترتیب سور و آیات،همه به فرمان حق،سبحانه است و اگر کسی خلاف این حکم را مدعی است . علاوه بر این که رساله ای در ردّ آن نوشته ام و براهین قاطعه آورده ام ، با چنان کس به مباهله حاضرم.

منبع:هزار ویک نکته ،صفحه 102





ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا!

 فلسفه حرف مى آورد و عرفان سكوت . آن عقل را بال و پر مى دهد و اين عقل را بال و پر مى كند. آن نور است و اين نار. آن درسى بود و اين در سينه . از آن دلشاد شوى و از اين دلدار. از آن خدا جو شوى و از اين خدا خو. آن به خدا كشاند و اين به خدا رساند. آن راه است و اين مقصد، آن شجر است و اين ثمر، آن فخر است و اين فقر، آن كجا و اين كجا.

منبع:هزار و یک نکته

شهود

آن كه در ارتباط بى تكيف و بى قياس خود با پروردگارش درست بيانديشد، دريابد كه صلاة سبب مشاهده است و مشاهده محبوب قرة عين محب است . لذا رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: جعلت قرة عينى فى الصلاة ؛ زيرا كه صلاة مناجات بين حق تعالى و عبد اوست ، و چون صلاة مناجات است ذكر حق است ، و ذاكر حق هم نشين حق است و حق جليس اوست ، و كسى كه جليس ذاكر خود است او را مى بيند والا جليس ‍ او نيست . لذا وصى عليه السلام فرمود: لم اءعبد ربا لم اءره پس صلاة مشاهده و رؤ يت است ، يعنى مشاهده عيانى روحانى و شهود روحى در مقام جمعى است ، و رؤ يت عينى در مظاهر فرقى است و به عبارت اخصر؛ مشاهده در مقام جمعى است ، و رؤ يت در مظاهر فرقى . پس اگر مصلى صاحب بصر و عرفان نباشد كه نداند حق تعالى براى هر چيز و از هر چيز متجلى است ، حق را نمى بيند.

منبع:رساله صد کلمه





اعمال

هرکسی سفره خود و مهمان سفره خود است.و بعبارة اخری: هر کس زارع و مزرعه خودش است و نیّات و علوم و اعمالش بذرهایش بنگر تا در مزرعه خویش چه کاشته ای، که علی التحقیق علم و عالم و معلوم و عمل و عامل و معمول اتحاد وجودی دارند و آن تویی.در قول حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم: الدنیا مزرعة الآخرة و در کلام جناب وصیّ علیه السلام به حارث همدانی: أنت مع من احببت[ یعنی با کسی همنشین هستی که او را دوست داری] و نظائر این گونه احادیث صادر از اهل بیت عصمت و وحی دقت کن.

هزار و یک نکته/ نکته 566/ ص318.





بنده ای از بندگان محمد(ص)

از جوامع روائيه مستفاد است که حالات رعشه و نحو آن، براي امير المؤمنين عليه السلام از خشيت الهي، بيش از رسول الله پيش مي آمد. و بايد همينطور باشد زيرا رسول الله اکمل از آنجناب است چنانچه امير عليه السلام خودش فرمود: انما أنا عبدٌ مِن عبيد محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) ... فَافهَم

[هزار و يک نکته، علامه حسن زاده آملي]






دزد مرغابی

مردي نزد حضرت سليمان (عليه السلام) آمد و شکايت کرد که همسايه ها مرغابي مرا مي دزدند و نمي دانم کيست.
سليمان (عليه السلام) وقتي مردم در مسجد بودند خطبه خواند و گفت: يکي از شما مرغ همسايه را مي دزدد و داخل مسجد مي شود در حالتي که پر او بر سرش است.
مردي دست بر سر کشيد ... حضرت گفت: بگيريد که دزد اوست.

(هزار و يک نکته، علامه حسن زاده آملي)




تفاوت های فلسفه و عرفان:

"فلسفه" حرف می آورد و "عرفان" سکوت.

آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.

آن نور است و این نار.

آن درسی بود و این در سینه.

از آن دلشاد شوی و از این دلدار.

از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.

آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.

آن راه است و این مقصد.

آن شجر است و این ثمر.

آن فخر است و این فقر.

آن کجا و این کجا!


[هزار و یک نکته، علامه حسن زاده آملی]




اخلاق نفسانى 

امام اميرالمؤ منين على عليه السلام به يكى از دانشمندان يهود گفت : هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد، و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد، و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آن چه كه ارتقايش ‍ دهد بالا رود، و هر كه به سوى آن چه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد و هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى ، و به باب ملكى درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.
پس يهودى گفت : الله اكبر! اى پسر ابوطالب ، همه فلسفه را گفته اى - چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده اى ؟


منبع: هزار و یک کلمه




علامه حسن زاده آملی در یکی از آثار خود آورده اند:

«خدمت استادم علامه طباطبایی عرض کردم جناب آقا بحمدالله تعالی وارداتی روی آورد، در جواب فرمودند: 
یک سلسله کشف اصلا تردید بردار نیست که محض عیان است، مثل آن کشف عیانی که پیغمبر اکرم(ص) برای شما اذان می گفت، برای مکاشف احوالی پیش می آید که معیارتمیز و میزان صحت و سقم به دست می آورد، باید قرآن و عقل را ضابطه قرار داد».


منبع:هزار و یک نکته، ص 520





بافتند يا يافتند؟


مرحوم استاد آيت الله جامع معقول و منقول ، حاج شيخ محمد تقي آملي قدّس سره الشريف فرمود: « كسي به آقا ميرزا محمدرضاي قمشه اي (عارف بزرگ معروف) گفت: آيا اين حرفهايي را كه عرفا مي زنند بافتند يا يافتند ؟ در جواب فرمود: « اگر بافتند خوب بافتند و اگر يافتند خوب يافتند.»


هزارو يك نكته ص 621






حضرت علامه حسن زاده آملی:

هر كس هرچه هست و بايد بشود از آغاز كار معلوم است. دفتر دل هم گويد:


كند احوال هر پيري حكايت                 ز اوصاف جوانيش برايت

چو هر طفلي بود آغاز كارش              كتاب شرح حال روزگارش

هرآنخويي پدر يا مادرش راست           همان خو نطفه او را بياراست

غذاي كسب باب و شير مامش          بريزد زهر يا شكر بكامش

چو از پستان پاكت بود شيرت            تويي فرخنده كيش پاك سيرت

مني بذر و نسا حرث و تو حارث          بجز تو حاصلت را كيست وارث؟

اگر پاكست تخم و كشت زارت           هر آنچه كشته اي آيد بكارت

وگرنه حاصلت بر باد باشد                 تو را از دست تو فرياد باشد

نفخت فيه من روحي شنيدي            ولي اطوار نفخش را نديدي

كه اندر نطفه هم بابا ومادر                نمايد نفخ هر يك اي برادر

تو سبحان الذي خلق الازواج              بخوان در خلقت نطفه امشاج

دمد هريك ز روح خويش در وي           از اين ارواح اطوارش شود طي

(هزار و يك نكته . نكته 358)








نكات نورانى اين بى سروپا را دو جزوه يكى موسوم به الهى نامه و ديگرى مسمى به نكات است ؛ سخنى چند از آن دو به حضور سمى سخن سنجم جناب آقاى دكتر سيد حسن امين - زاده الله المتعالى القرب اليه - تقديم بدارم : در نكات آورده ام :

نكته : نورانية عقول على قدر نورانية القلب . 

نكته : اسير بطن اهل باطن نمى شود.

نكته : از انسان سر برود و سحر نرود.

نكته : ملكت با عالم ملك است و خيالت با عالم مثال و عقلت با عالم عقول ، قابل حشر با همه اى و داراى سرمايه كسب همه ؛ صادق آل محمد - صلوات الله عليهم - فرمود: ان الله عزوجل خلق على مثال ملكوته ، و اسس ملكوته على مثال جبروته ، ليستدل بملكه على ملكوته و بملكوته على جبروته درست بخوان و درست بدان .

نكته : تا بيننده و گيرنده نشدى انسان نيستى .

نكته : انسان درختى است باژگونه كه ريشه آن به سوى آسمان است . نبات از زمين مى رويد و انسان از آسمان ، و ديگر جانوران برزخند كه آفريده اى نه اينچنين و نه آن چنان ، بنگر كه كدام يك از اين سه گروهى .

نكته : هر كسى زرع و زارع و مزرعه خود است و نيات و اعمالش بذرهايش ، بنگر تا در مزرعه خويش چه كاشتى ؟ و در قول رسول الله (ص ): الدنيا مزرعة الآخرة دقت كن ! و به عبارت ديگر: هر كسى سفره خود و مهمان سفره خود است .

نكته : قرآن صورت كتبيه انسان كامل است ، و عالم صورت عينيه حقيقت .

نكته : آن چه در احوال و اطوار سالك در خواب و بيداريش عايدش ‍ مى شود، عمودهايى است كه از كمون شجره وجودش بروز مى كند.

نكته : جناب وجود ملك است و اسماء حسنى و صفات عليايش عسكرش ، هر كجا آن شاه قدم نهاد، اين لشكرش با اوست .

نكته : از شاه اولياء اميرالمؤ منين (ع ) سئوال كردند كه : وجود چيست ؟ گفت : به غير وجود چيست ؟!